دلم ساعتی میخواهد که مانده باشد روی...
امروز روز تولد وبلاگمه
روزیه که در این کلبه رو باز کردم به روی
دلم و دلتنگیام روزیه که خونه دلمو ساختم
و توش گریه ها کردم روزیه که یه جا برای غم
و حرفای نگفتم پیدا کردم
امروز تولد وبلاگمه
همه دیوارشو خط خطی میکنم و یادگاری مینویسم
حرف دلمو تو گوشه گوشه ی اینجا می نویسم
شاید تو هر بار تولدش قدرشو می دونمو میگم
اگه نداشتمش چی می شد
اینجا توی این کلبه می شینم به خاطره هام فکر میکنم
خونه من ، منو تحمل کن....
وبلاگ خوبم می دونم یه روزی میرم اما تو بمون ،
وبلاگ خوبم ممنونتم تولدت مبارک....
اينم كيك تولد وبلاگم نوش جونتون...![]()

و باز هم:
کلبه کوچک تنهایی من بدون حضور
شما هیچ وقت نمیتونست حرفی برای
گفتن داشته باشه از همتون بابت
حضورتون که کلبه کوچک تنهایی من
رو معطر کردید ممنون.

امروز روز مادر است! روز زن
مادر! چه کلمه سهل و ممتنعی. چه کلمه مقدسی و چه مفهوم زیبایی! جالب
است که زبانهای مختلف برای مفهوم
مادر کلماتی در همین حدود دارند. مادر - مامان - مام - ام و... برای گفتن آن لب حالت خاصی می گیرد!
اوج احساس و عاطفه!
اوج دوستی و محبت.
خدای من!
مادر،
اسطوره ای مقدس است در زندگی انسان. بزرگ و بلند. شاید نیمی از انسانها مادر شوند
اما
بازهم مادر بودن و مادری کردن مفهومی مقدس است....
مادر مهربونم روزت مبارک![]()






زبان قاصر است از گفتن سوگ علي....
گاهی که دلم به اندازهء تمام غروبها می گیرد
چشمهایم را فراموش می کنم
اما دریغ که گریهء دستانم نیز مرا به تو نمی رساند
من از تراکم سیاه ابرها می ترسم و هیچ کس
مهربانتر از گنجشکهای کوچک کوچه های کودکی ام نیست
و کسی دلهره های بزرگ قلب کوچکم را نمی شناسد
و یا کابوسهای شبانه ام را نمی داند
با این همه ، نازنین ، این تمام واقعه نیست
از دل هر کوه کوره راهی می گذرد
و هر اقیانوس به ساحلی می رسد
و شبی نیست که طلوع سپیده ای در پایانش نباشد
از چهار فصل دست کم یکی که بهار است

الهی تو بمیری من نمیرم
سر قبرت بیام پارتی بگیرم
الهی سرخک واوریون بگیری
تب مالت و بلای جون بگیری
الهی از سرت تا پات فلج شه
کمرت بشکنه دستات سقط شه
الهی حصبه و ام اس بگیری
سر راه بیمارستان بمیری
الهی رز یخی باشه تو نباشی
الهی کور بشی چشمات نبینه
بمیری گم بشی حقت همینه
الهی همسر ایدزی بگیری
بفهمی که داری از ایدز می میری
به در بردی از این ها جان سالم
الهی درد بی درمون بگیری![]()
![]()
باد نوروزی همی در بوستان بت گر شود
تا ز صنعش هر درختی لعبتی دیگر شود
در این بهار دل انگیز ، مزرع سینه اتان از سبزه ی محبت ، سبز و خرم باد
یادت همه روز خوشتر از عید کاین منشا شادی جهان است
در این بهار سبز و روح بخش، امیداست:
نظر مهر ربوبیت در دلتان بر دوام
بر بساط عافیت آرام
کارهایتان بر نظام
دولتتان تمام
و روز و نوروزتان فرخنده در ایام باشد.
سبزترین و دلنوازترین تبریکات خود را تقدیم حضورتان می نمایم.
دلتان در نظر حق شادان و جانتان به مهر ازل، نازان باد.

بعضی وقت ها چیزی می نویسی فقط برای یک نفر ،اما... دلت میگیرد وقتی
یادت می افتد که هرکسی ممکن است بخواند، جز آن یک نفر...

سلام برعزيزان وبلاگ....
ازتمام كساني كه مرا در انتخاب نام براي وبم ياري دادن ممنونم .
از آقاوحيد گل به خاطر اسم سمفوني عشق والبته جوراب سوراخ .
داداش فرحان شبنم عشق كه گفتند" گل آدم سرشتندازاين در ناياب"
تك پر : هستي بانو سكوت كن
اردلان : ازياد رفته
فياض با اسامي كه برام انتخاب كردن منوواقعا شرمنده كردن
(آخه كجاي موهاي من قرمزه،ياتوسرزمين عجايبم....)
آبجي باران و غزل جون كه ازاسم هاي مهسا خانوم گل بنده رو راهنمايي كردن دستشون درد نكنه
واما ...
بايد بگم من خودم به شخصه ازاسم
ܨ✿ܨ زندگی دفتری از خاطره هاست ★ ܨ
خيلي خوشم اومد...
دست گل همتون دردنكنه
كي بشه جبران كنم ...
باتشكر![]()
سلام
به دوستاي هميشه همراهم ..
ميدونين چيه من ازاسم "بدون تو تنهام"وبم خسته شدم
از اسمي هم كه الان گذاشتم خوشم نمياد
ازتون ميخوام بهم هم فكري بدين كه چه اسمي براي اين وب قشنگتره وبراش بذارم...

هنوز نمي دانم
چرا گاهي
چشمانم آسماني مي شوند
چرا گاهي
دلم بهانه پرواز مي گيرد
مي نشينم كنار پنجره ي انتظار
وبه آسمان خيره مي شوم
چه قدر كوچكم من.....

طلا باش ...
تا اگه روزگار آبت کرد...
روز به روز طرح های زیباتری از تو ساخته شود...
سنگ نباش ...
تا اگر زمانه خرد ت کرد ...
تیپا خوردهء هر بی سر و پایی بشوی ...!!!

دلم برای کسی تنگ است که آفتاب صداقت را به میهمانی گلهای باغ می آورد
و گیسوان بلندش را به باد می داد و دست های سپیدش را به آب می بخشید
و شعر های خوشی چون پرنده ها می خواند
اي کاش که معشوق ز عاشق طلب جان مي کرد، تا که هر بي سرو پايي نشود يار کسي!!!
تفاوت واکنش پسرها و دخترها در دیدن نمره پایان ترم:
۲۰ : پسرها ![]()
![]()
۱۵ : پسرها
دخترها ![]()
۱۰ : پسرها
دخترها ![]()
۵ : پسرها
دخترها ![]()
۰ : پسرها
دخترها ( خودکشی میکنن )
..
روش درس خوندن من در ایام امتحانات :
این که نمیاد …
اینم که طولانیه ولش کن …
اینم که تابلویه جوابش چیه !
آخیش ، پاشم برم بیرون !
.
.
.
یک احساس بدی دارم ؛ امتحانات داره به اینترنت رفتنم لطمه میزنه …
.
.
.
قابل توجه دانشجویان :
امتحان وسیله هستش ، نمره دست استاده !
.
.
سلامتی همه استادایی که امتحان میگیرن نه انتقام !
.
.
.
ﺳﻠﺎﻣﺘﯽ ﻫﻤﻪ دانشجوایی ﮐﻪ ﺍﻣﺘﺤﺎن ﺩﺍﺭﻥ ﻭلی ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﺟﻠﺒــــــﮏ ﻫﻢ ﺑﻠﺪ ﻧﯿﺴﺘﻦ …
.

امروز
فردا نيست
و فردا
امروز نيست
ولي من دير زماني است
كه در خود گم مي شوم
شايد خود را پيدا كنم
ولي افسوس!!!
تمام كوچه هاي شهرم
به بن بست قافيه
ختم مي شود!!!
تمام شهر را
به جستجويت گشتم
از كوچه ها وخيابان ها
رد پايت را جويا شدم
از تمام سروها
نشان قامتت را پرسيدم
امـــــا تورا نيافتم...
چشمهايم به تو دروغ نمي گويند
حتي آنهايي كه
نان را
به نرخ روز مي خورند
ديروزمرا
در سراشيبي فرداي تو ديدند
اي گمشده ي لحظه هاي تنهايي من
در آرزوي
ردپايي از تو فرداهارا
آرزو مي كنم.
شعر از:محسن فارسی
خدایا؛
تو را به مناسبتهای عزیز این ماه گرامی قسم میدهیم؛
این ماه را بر تمام شیعیان جهان، مبارک و پر خیر و برکت قرار بده،
و در ظهور ارباب و مولای ما؛ امام زمان(عج) تعجیل بفرما،
و به ما توفیق بهره بردن از فضایل این ماه عنایت فرما،
و تمام مریضها را به حرمت این ماه شفا بده،
و مشکلات و گرفتاری تمام شیعیان را برطرف بفرما.
آمین ربّ العالمین.
بشنوازدل چون شكايت مي كند
ني از زمين سرد خاموشي برويد
حرف زبان عاشقان را دل بگويد
ني حريف هركه بر ياري رسيد
دل حريف هركه برياري رسيد
ني از جداي ها شكايت مي كند
دل از رسيدن ها حكايت مي كند
ني به باد دل به آهنگ آيد
دل به شوق يار به طرب آيد
حرف ني ، حرف آوا ومي است
حرف دل ، بر زبان هاجاري است
ني اگر بشكند ضميرش خالي است
دل اگر بشكند سرا پازاري است...
اما امروز حتی کبریتی هم روشن نمیکنم تاببینم او کجاست و با کیست...
روزی که به دنیا آمدم در گوشم خواندند اگر می خواهی در دنیا خوشبخت شوی همه را
دوست بدار...
!!!....حال که دیوانه وار دوستش دارم می گویند فراموش کن
رفته بودم سر حوض
تا ببینم شاید، عکس تنهایی خود را در آب...
آب در حوض نبود
ماهیان می گفتند:
هیچ تقصیر درختان نیست
ظهر دم کرده تابستان بود
پسر روشن آب، لب پاشویه نشست
و عقاب خورشید، آمد اورا به هوا برد که برد
خوش خلقی را جانشین بد خلقی می کنم
به شرط آنکه:
حاکمی عادل
قاضی درستکار
روحانی عالی مقام
که آنچه موعظه می کند خود عمل کند
ویا مردی که به همسرش
به همان چشمی می نگرد که به خود می نگرد
نشانم دهی!

ما نسل بوسه های خیابانی هستیم
نسل خوابیدن با اس ام اس
نسل دردودل با غریبه های مجازی
نسل جمله های کوروش کبیر و دکتر شریعتی
نسل کادوهای یواشکی
نسل ترس از رقص نور ماشین پلیس
نسل سوخته...نسل من نسل تو
یادمان باشد هنگامیکه دوباره به جهنم رفتیم بین عذابهایمان بگوییم یادش بخیر دنیای ما هم همینطور بود...
"مثل جهنم"!

ای ساربان آهسته ران آرام جان گم کرده ام
آخر شده ماه حسین من میزبان گم کرده ام
در میکده بودم ولی بیرون شدم چون غافلین
ای وای ازین بی حاصلی عمر جوان گم کرده ام
پایان رسد شام سیه آید حبیب من ز ره
اما خدا حالم ببین من مهربان گم کرده ام
ای وای ازین غوغای دل از دلبرم هستم خجل
وقت سفر ماندم به گل من کاروان گم کرده ام
نعمت فراوان دادی ام منت به سر بنهادی ام
اما ببین نامردی ام صاحب زمان گم کرده ام
من عبد کوی عشقم و من شاه را گم کرده ام
آقا تو را گم کرده ام مولا تو را گم کرده ام
بنوشتم این نامه چنین با خون دل ای مه جبین
اما ببین بخت مرا نامه رسان گم کرده ام
کاش می شد هیچ کس تنها نبود…
کاش می شد دیدنت رویا نبود…
گفته بودی با تو میمونم ولی
رفتی و گفتی که اینجا جا نبود…
سالیان سال تنها مانده ام،
شاید این رفتن سزای ما نبود…
من دعا کردم برای بازگشت،
دستهای تو ولی بالا نبود…
بازهم گفتی که فردا میرسی ،
کاش روز دیدنت فردا نبود…
درد هرکس را طبیبی داده ای
رنج هرکس را نصیبی داده ای
ای خدا آخر طبیب من کجاست
از حسرت نصیب من کجاست…!
نه اینکه زانو زده باشم
نه, فقط تنهایی سنگین است…
ميگن يه روز جبرئيل ميره پيش خدا گلايه ميکنه که: آخه خدا، اين چه وضعيه آخه؟ ما يک مشت ايرونی داريم توی بهشت که فکر ميکنن اومدن خونه باباشون! به جای لباس و ردای سفيد، همه شون لباس های مارک دار و آنچنانی ميخوان! هيچ کدومشون از بالهاشون استفاده نميکنن، ميگن بدون 'بنز' و 'ب ام و' جايی نميرن! اون بوق و کرنای من هم گم شده... يکی از همين ها دو ماه پيش قرض گرفت و رفت ديگه ازش خبری نشد! آقا من خسته شدم از بس جلوی دروازه بهشت رو جارو زدم... امروز تميز ميکنم، فردا دوباره پر از پوست تخمه و هسته هندونه و پوست خربزه است! من حتی ديدم بعضيهاشون کاسبی هم ميکنن و حلقه های بالای سرشون رو به بقيه ميفروشن .
خدا ميگه: ای جبرئيل! ايرانيان هم مثل بقيه، آفریده های من هستند و بهشت به همه انسان ها تعلق داره. اينها هم که گفتی، خيلی بد نسيت! برو يک زنگی به شيطان بزن تا بفهمی درد سر واقعی يعنی چی!!!
جبرئيل ميره زنگ ميزنه به جناب شيطان... دو سه بار ميره روی پيغامگير تا بالاخره شيطان نفس نفس زنان جواب ميده: جهنم، بفرماييد؟
جبرئيل ميگه: آقا سرت خيلی شلوغه انگار؟
شيطان آهی ميکشه و ميگه: نگو که دلم خونه... اين ايرونيها اشک منو در آوردن به خدا! شب و روز برام نگذاشتن! تا صورتم رو ميکنم اين طرف، اون طرف يه آتيشی به پا ميکنن! تا دو ماه پيش که اينجا هر روز چهارشنبه سوری بود و آتيش بازی!... حالا هم که... ای داد!!! آقا نکن! بهت ميگم نکن!!! جبرئيل جان، من برم .... اينها دارن آتيش جهنم رو خاموش ميکنن که جاش کولر گازی نصب کنن...